السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )
269
المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )
توضيح مشروح اين مطلب وجود ندارد . بنابراين ، به بيان فشردهاى در اين باب اكتفا مىگردد : تعريف ايمان هر حقيقتى با دو ساحت از سطوح شخصيت آدمى ، مىتواند ارتباط برقرار سازد : ادراكى و عاطفى ؛ اگر پديدهاى ( با سنخى از وجود خود ) در دستگاه شناخت و ذهن آدمى ، حضور يابد ، در اين صورت انسان با آن حقيقت ، « عقد العقل » برقرار كرده است ، و چنانچه اين امر در دستگاه عاطفى وى نفوذ كند و تأثير مثبت به جاى گذارده و احساسات ملايم - نه منافر - او را برانگيزد ، به برقرارى « عقد القلب » مىانجامد . با تحقق عقد العقل و بروز واكنش ادراكى ، عنصرى به نام « بينش » براى آدمى حاصل مىشود و با شكلگيرى عقد القلب و بروز واكنش عاطفى مثبت ، يك « گرايش » در نهاد وى صورت مىبندد . فرآوردهى اين دو نوع واكنش ، الزاما با يكديگر پيوند و تلازم ندارند ؛ يعنى بسيارى از بينشها در سطح ادراكى باقى مىمانند و به سطوح عاطفى نفوذ نمىكنند و در مقابل ، بسيارى از احساسات و اميال نيز بر بنيان و زير ساخت معرفتى ، استوار نيستند . در اين ميان ، « ايمان » نه آن بينش است و نه اين گرايش . ايمان نه عقد العقل مجرّد است و نه عقد القلب صرف . ايمان گرايشى بنيادين و ژرف و متعالى است كه بر پايهى يك بينش استوار است . ايمان آنگاه در نهاد آدمى شكل مىگيرد كه نهال معرفتى كه در ذهن وى غرس شده ، ريشههاى خود را در اعماق دل وى جاى دهد . ايمان يك كشتى بادبانى است كه عقربهى قطبنماى گرايش آن بر مدار يك معرفت شورانگيز ، تنظيم شده باشد . استاد مطهرى در اين زمينه مىفرمايد : ايمان يعنى اعتقاد و گرايش ، ايمان يعنى مجذوب شدن به يك فكر و پذيرفتن يك فكر . مجذوب شدن به يك فكر دو ركن دارد : يك ركنش جنبهى علمى مطلب است كه فكر و عقل انسان آن را بپذيرد ، يك ركن ديگر ، جنبهى احساساتى آن است كه دل انسان به آن گرايش داشته باشد . « 1 » ايشان در جاى ديگرى مىنويسد : گرايشهاى و الا و معنوى و فوق حيوانى انسان ، آنگاه كه پايه و زيربناى فكرى پيدا
--> ( 1 ) . جهاد / مرتضى مطهرى / ص 48 .